«دكتر آذر اندامي» پزشك، محقق و باكتريشناس
برجستهي ايراني
28/05/1385
۲۲ سال پيش در 28 مرداد،
دكتر «آذر اندامي» پزشك، محقق و باكتريشناس برجستهي ايراني روي در نقاب خاك
كشيد. بهگزارش خبرگزاري ايرنا، نام اين بانوي ايراني بر روي حفرهاي
در سيارهي زهره بهثبت رسيده است و اينك در بلنداي كهكشان، از گيلان نشان حضور
يك بانوي گيلاني در سيارهي زهره (ونوس) است. «ماهوارهي اكتشافي ماژلان» در سال ۱۹۹۰ ميلادي به نقشهبرداري
از سيارهي زهره (ناهيد يا ونوس) اقدام نمود و ۸۰ درصد از سطح سياره را
بررسي كرد. در اين پژوهش، ناهمواري سطح سياره از نقطهنظر فعاليتهاي مؤسسهي
«آ. آي. يو» (AIU) - كه از سال ۱۹۱۹ تاكنون پيشگام نامگذاري
سياره بوده – نامگذاري نقطههاي موجود در سطح سيارهي ونوس انجام گرفت و با
هماهنگي و تأييد مؤسسهي يادشده، اين نقطهها بهنام زنان نامدار جهان ناميده شد
(چون سيارهي ونوس يا زهره بهنام مؤنث است). در اين نامگذاري براي حفرههايي با قطر كمتر از ۲۰ كيلومتر، نامهاي
عام مؤنث بهصورت موقتي گذاشته شد. افزون بر آن، نام حفرههايي با قطر بيشتر از
۲۰ كيلومتر بهصورت نامهاي هميشگي در نظر گرفته شد. به پيشنهاد «آژانس فضايي اروپا»، حفرهاي بهقطر ۳۰ كيلومتر در طول
جغرافيايي ۲۶/۵۵ و عرض جغرافيايي ۱۷/۴۵ سيارهي ونوس يا زهره بهنام «اندامي» نامگذاري
شد. «آذر اندامي»، معلم ابتدايي، پزشك و پژوهشگر ايراني بود كه در
كوي «ساغرسازان» رشت متولد شد. او فرزند چهارم و تنها دختر خانواده بود. دوران ابتدايي را در
دبستان «بانوان» زادگاهش با يكسال جهش تحصيلي بهپايان رساند. بار مسؤوليت خانواده بيشتر بهدوش مادرش بود. «آذر» هم مادر را
در اين كار تنها نگذاشت و براي كمك به او، معلم خصوصي خانهي توانگران شد و
«دوزندگي» و«سوزندوزي» ميكرد و با اين حال توانست با تلاش بهدرس خواندن ادامه
دهد. پس از گرفتن مدرك پايان سال نهم آموزش همگاني از دبيرستان «فروغ»
رشت، بهسبب علاقهي وافري كه بهپيشهي معلمي داشت به دانشسراي مقدماتي رشت رفت
تا بعدها بتواند معلم شود. در سال ۱۳۲۴ از دانشسرا با نمرههاي عالي فارغالتحصيل شد.
اما چون سنش براي استخدام در آموزش و پرورش كم بود يك سال بهطور رايگان در
دبستانهاي رشت درس داد و سال بعد يعني ۱۳۲۵ بهطور رسمي بهاستخدام
آموزش و پرورش درآمد. علاقهي او به ادامهي درس دادن سبب شد كه در حين كار بتواند
سرانجام در سال ۱۳۲۹ ديپلم طبيعي متوسطهي آن زمان را بگيرد و در سال ۱۳۳۱ دركنكور دانشگاه تهران
در رشتهي پزشكي شركت كرده و پذيرفته شود. او در حين درس خواندن و مطالعه در يكي از مدرسههاي جنوب شهر
تهران هم درس ميداد. چون براي گذراندن زندگي به اينكار نياز داشت. در سال ۱۳۳۷ گواهينامهي دكتراي
پزشكي را گرفت و بيدرنگ بهگذراندن دورهي تخصصي در رشتهي زنان و مامايي
پرداخت و در عين حال در سازمان حمايت مادران و نوزادان بهكار مشغول شد. پس از پايان دورهي تحصيلي از استخدام آموزش و پرورش بيرون آمد و
به استخدام وزارت بهداشت آن زمان درآمد و در «انستيتو پاستور» مشغول بهكار شد. «خانم دكتر پورمنصور» - كه در انستيتو پاستور تهران كار ميكند –
دربارهي او ميگويد: «وي زن زحمتكش و با ارادهاي بود. كسي بود كه نهتنها خود
را سرافراز كرد در اين انستيتو هم يك روز دست از تلاش و پژوهش برنداشت و من زني
يه پشتكار و همت او نديدهام». در همين زمان بود كه طرح پژوهشي در زمينهي «باكتريشناسي»
عفونتهاي بيمارستاني را بهانجام رساند و نتيجهي آن را در مجلههاي معتبر
پزشكي چاپ كرد. در سالهايي كه در ايران و كشورهاي منطقه، «وبا» بسياري را ميكشت،
«دكتر آذراندامي» با واكسن مرغوب، بهمبارزه با اين بيماري پرداخت و افزون بر تأمين
نياز كشور آن را به كشورهاي همسايه روانه كرد و بههمين سبب به «معاونت بخش
ميكروبشناسي» سپس به «رياست بخش وبا و ديفتري» رسيد و بهپاس كارها و تلاش
شبانهروزياش، نشان علمي به او اعطا شد. وي پس از مدتي با بهرهگيري از بورس انستيتو به پاريس رفت و در
سال ۱۳۴۶ گواهينامهي «ميكروبشناسي» دريافت كرد و بهميهن خود بازگشت و
دورهي تخصصي «آزمايشگاه باليني» را در دانشگاه تهران گذراند. در سال ۱۳۵۳ دانشنامهي تخصصي علوم باليني را اخذ كرد.
چندين بار به كشورهاي «فرانسه» و «بلژيك» سفر كرد و حاصل اين سفرها مقالههاي
علمي بود كه در مجلههاي معتبر چاپ شد. «دكتر اندامي» در سال ۱۳۵۷ بازنشسته شد. پس از
بازنشستگي، «مسؤول آزمايشگاه بيمارستان باهر» بود. پس از مدتي در مطب همسر خود
در تقاطع خيابان هفتچنار و حسامالدين (حسامالسلطنه) در جنوب شهر بهمداواي
بيماران زنان و زايمان مشغول شد. در همين سالها بود كه اندكاندك بيماري در وجود او رخنه كرد و
به تومور مغزي دچار شد. البته ميكوشيد ديگران زياد به اين مسأله توجه نكنند اما
اين وضعيت تا آنجا ادامه يافت كه يك روز در مطب، در حين معاينهي يك بيمار
تعادل خود را از دست داد و بهزمين افتاد. پس از معاينهها و آزمايشهاي فراوان، پزشكان بهاين نتيجه
رسيدند كه وي بايد براي درمان به كشور ديگري اعزام شود. اما مراحل قانوني اينكار
بهحدي بهدرازا كشيد كه متأسفانه روز بيست و هشتم مرداد ۱۳۶۳ «دكتر اندامي» بر اثر
آمبولي شش درگذشت. پيكر اين پزشك عاليقدر را در بهشتزهراي تهران بهخاك سپردند.
«دكتر اندامي» نهتنها در پهنهي علم، پژوهشگري كوشا بود بلكه در زندگي خانوادگي
خويش هم همسري شايسته و مادري فداكار و نمونه بود. از او سه فرزند به يادگار
مانده است. دختر بزرگ او دكتر در فيزيك زمين است كه اكنون در مجلههاي
فرانسه مقالههاي پژوهشي منتشر ميكند. پس از درگذشت «اندامي»، دخترش با كوشش و تلاش فراوان توانست نام
مادرش را به «انجمن بينالمللي نجوم» براي ثبت در سيارهي زهره پيشنهاد كند و
اين انجمن نيز بهپاس كارهاي علمي «دكتر آذر اندامي» آن را پذيرفت و وي نخستين
زن ايراني بود كه نامش براي هميشه بر سيارهي زهره ثبت شد.